محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

296

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

از سپاه طرفين مستغرق آن درياى شور و شين گشته ، تا زمانى كه برعكس طبيعت اين لجهء سيماب ، يكه سوار زرين سلب آفتاب را بكمند جاذبه بجانب خود كشيد و جمعى كه از آن ورطهء خونخوار بر كنار مانده بودند ، بمستقّر خويش رفته زخم داران [ را ] بمرهم كارى و مردگان را بگريه و زارى يارى و دلدارى نموده با رويهاى زرد ، و سينه‌هاى پردرد برآسودند « 1 » و پردلان ، در انتظار جنگ فردا نشسته ، بىجگران بر بستر آسايش غنودند . شعر دگر روز كاين زردهء تيز تك * درآمد بميدان سبز فلك رمانيد ازين عرصه شبديز شب * پى جلوهء شاه شرقى نسب برافراخت رايت ز اقليم چين * به قصد ولايات مغرب زمين جهانرا به تيغ خور آسان گرفت * از آن پس كه ملك خراسان گرفت على الصباح كه خاقان خورشيد لواى كشور چين ، بعزم تسخير ممالك روى زمين ، رايت زرنگار برافراخت و اشهب زرين سلب روز گيتى فروز را به قصد جولان ، در عرصهء ميدان روزگار تاخت ، سپاه وحشت برك « 2 » اوزبك ، سوار مركبان هامون گذار گرديده ، روى توجه بسوى شهر نهادند و بهيأت اجتماعى عزم گرفتن شهر جزم كرده و بقدم سعى و جهد بپاى حصار آمده ابواب جدال و قتال برگشادند و حاكم هرات ، از هجوم و غلوى آن گروه ميشوم مضطرب حال و متفرق بال گشته ، لشكريان بهرام قتال و غازيان غضنفر خصال را مستعد جنگ و كارزار ساخت و دست اعتصام بحبل المتين توكل استوار كرده با خيل و سپاه بدفع و رفع آن گروه كينه خواه بيرون آمده در مقابله رايت مقاتله برافراخت و در آن روز قيامت سوز هم محاربه‌اى در غايت صعوبت وقوع يافت و بسيارى از جوانان بهادر و دليران « 3 »

--> ( 1 ) - م : آسوده . ( 2 ) - هر دو نسخه چنين است . ( 3 ) - م : جوانان .